آقای پیپ اثر لوید جونز

تومان2,000

آقای پیپ اثر لوید جونز

این داستان از رمان «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز الهام گرفته و در میانه داستان، اثر مطرح دیکنز نقشی کلیدی می‌یابد. حوادث این رمان در جزیره‌ای واقع در شمال استرالیا روی می‌دهد و نویسنده مسایل مربوط به جنگ‌های داخلی و مشکلات این جزیره را در اوایل دهه 90 میلادی به نمایش می‌گذارد. نویسنده در این کتاب مشخصات جغرافیایی جزیره را با جزییات بیان می‌کند و در خلال روایت داستان به مسایل تاریخی هم اشاره دارد.

در این رمان آقای واتس در این جزیره‌ مشغول تدریس به کودکان بومی است و برایشان رمان «آرزوهای بزرگ» دیکنز را می‌خواند. به گفته اشرفی آقای واتس یک سفیدپوست اهل نیوزیلند است و بعد از ازدواج با یکی از اهالی آن جزیره از کشور خود مهاجرت کرده است.

کودکان این جزیره، به خصوص شخصیت اصلی داستان به نام ماتیلدا، شیفته شخصیت‌ جوان این اثر داستانی می‌شوند. او که تمام عمر خود را در همان جزیره گذرانده با مادرش زندگی می‌کند. نثر این نویسنده سلیس و جذاب است، اما در عین حال، موضوع داستان سنگین و آمیخته به طنز است؛ نویسنده دختربچه‌ای را به عنوان راوی برگزیده است و زیبایی کار او هماهنگی بین این موضوع کاملاً جدی و شورانگیز، با کلام یک نوجوان است که اثری بسیار جالب و خواندنی را پدید آورده است.

در جزیره ای استوایی و جنگ زده که معلمان هم مانند سایرین، آن را ترک گفته اند، فقط یک مرد سفید پوست است که تصمیم به ماندن گرفته است: مردی عجیب به نام آقای واتس که همیشه سوژه ی اصلی کنجکاوی و تمسخر دیگران بوده و اکنون، خرابه های ساختمان مدرسه را جمع و جور می کند و هر روز برای بچه ها، کتاب آرزوهای بزرگ، اثر چارلز دیکنز، را می خواند. همزمان با طنین انداز شدن صدای توپ و خمپاره در کوه های اطراف، ماجراجویی های پسر یتیم و جوانی به نام پیپ در شهر لندن، ماتیلدای سیزده ساله و سایر هم سن و سالانش را میخکوب می کند. این قصه گویی ها خیلی زود به روستاهای دیگر نیز سرایت کرده و مردم با بازگویی حکایات مختلف، به پیکره ی اسطوره شناسی غنی گذشتگان شان روح تازه ای می دمند. اما در دنیایی که حتی کودکان برای حفظ بقای خود باید در تقلا و مبارزه ای دائمی باشند، قوه ی تخیل بسیار خطرناک است.

بخش هایی از رمان را در ادامه می خوانید:

وقتی به آلونک ها رسیدم، مادرم روی زمین افتاده بود. سربازی که مرا آورده بود، گفت: «دخترشه.» حالا مادرم دوباره جان گرفت. مادرم آن مرد را هل داد و کنار زد. دیدم مادرم برهنه بود و آنقدر بخاطر هردو نفرمان خجالت کشیدم که زدم زیر گریه. مادرم به سربازان التماس می کرد. «خواهش می کنم. رحم کنین. ببینین، اون فقط یه بچه ست. اون تنها دختر منه. خواهش می کنم. التماس می کنم. ماتیلدای عزیز منو نه.»

یکی از سربازان فحشی به مادرم داد و از او خواستم که صدایش را ببرد. حالا شروع کرد به زدن مادرم. با پوتین هایش محکم به دنده های مادرم می کوبید و او روی زمین تا می شد و نفسش بند می آمد. سربازی که مرا آورده بود، دستم را محکم گرفت و مرا نگه داشت. مادرم تقلا می کرد که بنشیند. خس خس می کرد و به زور ناله می کرد. دستش را بالا به سمت من نگه داشت. دیدم که همه اجزای صورتش از ترس شل و ول شده بود. چشمان خیسش، دهان از شکل افتاده اش. گفت: «بیا اینجا ماتیلدای عزیزم، بیا اینجا. بذار بغلت کنم.»

سرباز دستش را شل کرد و من کمی جلوتر رفتم، بعد دوباره مرا مثل ماهی که به قلاب ماهیگیری وصل شده باشد، به سمت عقب کشید. دیگران خندیدند. وقتی فرمانده با آن صورت عرق کرده اش آمد، احساس آرامش کردم. مثل اینکه به نظر او، صحنه افتادن مادرم روی زمین، با آن وضعیت مچاله و درب و داغون، ناخوشایند بود. صورتش را با چندش طوری جمع کرد که چشمان و دهانش به هم رسیدند. به مادرم دستور داد سراپا بایستد. مادرم برای ایستادن تقلا کرد. دنده هایش را محکم گرفته بود. خواستم به او کمک کنم، اما نمی توانستم حرکت کنم. از ترس سرجایم میخکوب شده بودم. انگار فرمانده بطور دقیق می دانست که من چه احساسی دارم و چه فکری در سر دارم. با خنده به من نگاه کرد؛ خنده خنده هم که نه، اما نگاهی که هنوز هم به یادم مانده است. تفنگی از یکی از سربازان گرفت و با لوله اش دامن پیراهنم را بالا زد. مادرم به طرف او پرید. «نه. نه! خواهش می کنم آقا، التماس می کنم.» سرباز جلو رفت و او را از موهایش گرفت و عقب کشید.

شاهد خداوند دوباره تبدیل به یک مادر شده بود. اما فرمانده متوجه آن نبود. فقط زنی را می دید که تصمیم گرفته بود شاهد خداوند باشد. با صدای آرامی صحبت می کرد. مثل سی که احتمالا به خودش مسلط است.
«تو داری به من التماس می کنی؟ در ازای چی؟ چی به من می دی که دخترت رو نجات بدم؟»

آقای پیپ اثر لوید جونز

رمان و داستان.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آقای پیپ اثر لوید جونز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *